چهارشنبه, 20 خرداد 1405
 
 

شماره 886 مورخ 20 حرداد 1405

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

میراثی که در سکوت فرو می‌ریزد.
بازار سنتی سیرجان فصول سرد گذشته را با چالش خطر ریزش سقف‌ها در بارندگی‌های شدید و اندکی فرونشست و ریزش پشت سر گذاشت. توقع این بود که در فصل گرم کویر که خبری از بارندگی نیست این اثر تاریخی زنده با سرعت مرمت اصولی شود اما در همچنان بر پاشنه‌ی انفعال می‌چرخد تا برای دومین بار فرصت سوزی شود و تازه پاییز که برسد مثل سال گذشته اداره میراث فرهنگی یادش بیاید که این شرایط هم برای حفظ این اثر تاریخی و هچنین برای کسبه و مردمی که زیرش تردد می کنند، خطرناک است!
به گفته‌ی کسبه هم اکنون بیشتر از یک ماه است که در وسط معبر بازار داربست فلزی گذاشته‌اند و ایرانیت چیده‌اند برای مرمت هم خبری از کار نیست که نیست!
کسبه معتقدند پاس‌کاری متولیان چندگانه‌ی این اثر تاریخی از قبیل اداره میراث فرهنگی و اداره اوقاف و شهرداری و صاحبان حجره‌ها، آخرسر کار دست این سازه‌ی تاریخی می‌دهد. ستون‌های ترک خورده و طاق‌های فرتوت و سقف‌های نیمه ریخته همین حالا هم به چشم می آید.
از طرفی مضحک آنجاست که متولی حفظ سیمای تاریخی بازار سنتی خودش به نمای گنبدها با ایرانیت و داربست خدشه وارد کرده و رفته حاجی حاجی مکه!
اهمال تا به کی؟!
بازار سنتی سیرجان، به عنوان قلب تپنده و شناسنامه‌ی هویتی این شهر کویری، امروز نه تنها محل داد و ستد، که به نمادی از «سوءمدیریت» و «فرسایشِ عمدیِ آثار تاریخی» بدل شده است. در حالی که فصول سرد سال، با چالش‌های ریزش سقف و خطرِ فرونشست، زنگ خطر را برای این بنای ارزشمند به صدا درآورده بود، انتظار می‌رفت با فرا رسیدن فصل گرم و خشک کویر، «نهضت مرمت» جایگزینِ «ترس از بارندگی» شود. اما افسوس که گویی در تقویم مسوولان سیرجان، فصلِ کار و همت، هرگز فرا نمی‌رسد.
داربست‌هایی که به جای مرمت، تنها «مانع» هستند
امروز اگر گذرتان به بازار سیرجان بیفتد، با صحنه‌ای مضحک و تاسف‌بار مواجه می‌شوید؛ داربست‌هایی که بیش از یک ماه است در معبر اصلی رها شده‌اند و ایرانیت‌هایی که به جای حفاظت از سقف‌های فرسوده، خود به تهدیدی برای نمای تاریخی بازار تبدیل شده‌اند. این «مرمتِ صوری»، نه تنها دردی را دوا نکرده، بلکه با مسدود کردن مسیر کسبه و مخدوش کردن سیمایِ گنبدهای تاریخی، تنها نشانی از «رفع تکلیف» است. گویا مسئولان مربوطه، پس از نصب این داربست‌ها، راهی «حاجی حاجی مکه» شده و بازار را به حال خود رها کرده‌اند.
پاس‌کاری متولیان؛ بازی با جانِ مردم و هویتِ شهر
مشکل اصلی بازار سیرجان، تنها فرسودگیِ مصالح نیست؛ بلکه فرسودگیِ «اراده‌ی مدیریتی» است. میانِ تعددِ متولیان – از اداره میراث فرهنگی گرفته تا اداره اوقاف، شهرداری و مالکان خصوصی – بازار زیر چرخ‌دنده‌هایِ «پاس‌کاری‌های اداری» خرد می‌شود. طاق‌های فرتوت و ستون‌های ترک‌خورده که هر لحظه بیمِ فروپاشی‌شان می‌رود، شاهدِ عینیِ این قصور سیستماتیک هستند. کسبه بازار که در خط مقدمِ این خطر قرار دارند، به ستوه آمده‌اند؛ چرا که می‌دانند وقتی پاییز از راه برسد، دوباره همان نمایشنامه‌ی تکراری اجرا خواهد شد: میراث فرهنگی با دستپاچگیِ کاذب، هشدارهای کلیشه‌ای می‌دهد و پلاستیک و نایلون رو پشت بام بازار کشیده می‌شود و مسوولانِ ذی‌ربط، باز هم به جای «عمل»، به «توجیه» روی می‌آورند.
مسوولیتِ ناپذیریِ سرپرست اداره ی میراث و سکوتِ فرماندار
در این میان، نقشِ سرپرست اداره میراث فرهنگی سیرجان، به وضوح غیرقابل دفاع است. این سطح از انفعال در برابرِ تخریبِ یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایِ فرهنگی شهر، سؤالی بزرگ را در ذهن شهروندان ایجاد می‌کند: اگر اداره میراث فرهنگی در برابر «میراث» مسئول نیست، پس وظیفه‌ی اصلی این نهاد چیست؟
اما نقد اصلی متوجه شخص فرماندار سیرجان است. فرمانداری که به جای تعارفات اداری و حفظِ مدیران ناکارآمد، باید پاسدارِ حقوقِ شهروندان و هویتِ تاریخیِ این شهر باشد. تداومِ حضور آقای حسینی بر مسندِ اداره میراث، نه تنها فرصت‌سوزیِ دوباره برای مرمت بازار است، بلکه دهن‌کجیِ آشکار به دلسوزان و بدنه‌ی کارشناسیِ میراث فرهنگی است.
فرماندار محترم سیرجان!
آیا باید منتظر بمانیم تا سقفِ بازار بر سر یک کودک یا کاسبِ بی‌گناه فرو بریزد تا تلنگری برای تغییرِ این مدیریتِ ضعیف به شما وارد شود؟ «ترمیمِ مدیریتی» در اداره میراث فرهنگی سیرجان، مقدم بر «مرمتِ فیزیکیِ» بازار است. بازار سنتی سیرجان نیازمند مدیری از جنسِ «عمل» و دلسوز از بدنه‌ی خودِ میراث فرهنگی است، نه مدیری که با نصبِ چند ایرانیت و داربست، گمان کند به وظیفه‌اش عمل کرده است.
سخن آخر
ایمان داشته باشید که تاریخ، عملکردِ مسوولان را در حفاظت از شناسنامه‌ی سیرجان ثبت می‌کند. این انفعالِ شرم‌آور، در حافظه‌ی تاریخی مردم این شهر باقی خواهد ماند. یا همین امروز برای نجاتِ بازار و اصلاحِ ساختار مدیریتی میراث فرهنگی اقدام کنید، یا منتظر باشید تا در فصلِ بارندگیِ پیش‌رو، در میانِ آوارِ «تنبلی‌ها و بی‌تدبیری‌ها»، نامِ خود را به عنوانِ کسی که بازارِ سیرجان را به دستِ فراموشی سپرد، ثبت کنید.

 

 

ضمیمه این شماره