تحلیلی بر روانشناسی تودهها ؛
سیـرجان دور از هیاهوی جنگ
در روزهای اخیر هرچند مقامات استان و حتا شخص سید رحیم رضوی فرماندار ویژه سیرجان بر وجود به حد نیاز و کافی و وافی اقلام ضروری مردم مثل آرد و سوخت و دارو در استان کرمان و شهرستان سیرجان تاکید کرده بودند اما با این وجود برخی از اقشار جامعه همچنان به رفتار هیستریک خود برای تجمع کردن و تشکیل صف خرید، ادامه دادند!
در بسیاری از بحرانهای سیاسی و نظامی، آنچه بیش از انفجار و درگیری نظامی زندگی مردم را تحت تأثیر قرار میدهد، «ترس جمعی» است. این ترس گاهی حتا در شهرهایی نیز -که در میدان نبرد هم نیستند- شکل میگیرد و رفتارهای اجتماعی خاصی را به وجود میآورد. نمونه چنین وضعیتی را این روزها میتوان در شهر سیرجان مشاهده کرد؛ شهری که هیچ نشانهای از درگیری نظامی در آن دیده نمیشود، اما همزمان با افزایش تنشها میان ایران، آمریکا و اسراییل، مردم در صفهای طولانی بنزین، نانواییها و فروشگاههای مواد غذایی میایستند. این رفتارها نشان میدهد که روانشناسی تودهها در شرایط بحران چگونه عمل میکند.
یکی از مهمترین مفاهیم در روانشناسی اجتماعی «رفتار تودهای» است. در چنین شرایطی افراد بهجای تصمیمگیری مستقل، تحت تأثیر رفتار جمع قرار میگیرند. وقتی چند نفر برای خرید یا ذخیره مواد غذایی اقدام میکنند، دیگران نیز تصور میکنند که خطری واقعی در راه است و باید همان رفتار را تکرار کنند. این پدیده به نوعی «سرایت روانی» شباهت دارد؛ ترس مانند یک ویروس از فردی به فرد دیگر منتقل میشود.
در شهرهایی مانند سیرجان که از مناطق درگیری فاصله دارند، ترس اغلب نه از واقعیتهای عینی بلکه از «تصورات ذهنی» شکل میگیرد. مردم خبرهایی درباره درگیری میان ایران، آمریکا و اسراییل میشنوند و ذهنشان به سرعت بدترین سناریوها را تصور میکند؛ قطع شدن سوخت، کمبود مواد غذایی یا اختلال در خدمات شهری. همین تصورها باعث میشود افراد برای پیشگیری از بحران احتمالی، به خرید و ذخیرهسازی روی بیاورند.
در این میان، نقش شایعات بسیار پررنگ است. در شرایطی که اطلاعات رسمی محدود یا مبهم باشد، شایعه به سرعت جایگزین خبر واقعی میشود. در شبکههای اجتماعی یا گفتوگوهای روزمره، افراد خبرهایی درباره حمله قریبالوقوع، بسته شدن جادهها یا کمبود کالاها منتشر میکنند. بسیاری از این خبرها هیچ منبع معتبری ندارند، اما چون در فضای ترس منتشر میشوند، به سرعت باورپذیر میشوند. به همین دلیل است که گاهی یک شایعه میتواند صفی طولانی در پمپ بنزین یا نانوایی ایجاد کند.
از دیدگاه روانشناسی، چنین رفتاری ریشه در «غریزه بقا» دارد. انسانها در طول تاریخ برای مقابله با خطرات احتمالی یاد گرفتهاند که منابع ضروری مانند غذا و سوخت را ذخیره کنند. وقتی ذهن انسان احتمال خطر را احساس کند، حتا اگر آن خطر واقعی نباشد، واکنشهای دفاعی فعال میشوند. در نتیجه فرد احساس میکند که باید پیش از دیگران اقدام کند تا در صورت بروز بحران دچار کمبود نشود.
اما رفتار تودهای گاهی میتواند خود به ایجاد بحران منجر شود. اگر همه مردم یک شهر همزمان برای خرید بنزین یا نان اقدام کنند، حتا در شرایط عادی نیز ممکن است کمبود موقت به وجود آید. در این حالت، کمبود واقعی نه به دلیل جنگ یا تحریم بلکه به دلیل هجوم ناگهانی مردم ایجاد میشود. به عبارت دیگر، ترس از بحران میتواند خود به بحران تبدیل شود.
عامل دیگری که در شکلگیری این وضعیت نقش دارد، «عدم قطعیت» است. زمانی که آینده نامعلوم باشد، ذهن انسان تمایل دارد بدترین احتمالات را تصور کند. در چنین شرایطی، مردم برای کاهش اضطراب خود به رفتارهای احتیاطی روی میآورند؛ حتا اگر این رفتارها منطقی نباشند. ایستادن در صفهای طولانی شاید در ظاهر کاری خستهکننده و بیفایده باشد، اما برای بسیاری از افراد نوعی احساس کنترل بر شرایط ایجاد میکند.
در کنار این مسائل، رسانهها نیز نقش مهمی در شکلگیری یا کاهش ترس جمعی دارند. اگر اخبار به شکل هیجانی یا اغراقآمیز منتشر شوند، میتوانند نگرانی عمومی را افزایش دهند. در مقابل، اطلاعرسانی شفاف و دقیق میتواند از شکلگیری شایعات جلوگیری کند و احساس امنیت بیشتری در جامعه ایجاد کند. تجربه نشان داده است که هرچه اطلاعات رسمی سریعتر و دقیقتر منتشر شود، فضای شایعه و اضطراب کمتر گسترش پیدا میکند.
از سوی دیگر، همبستگی اجتماعی میتواند اثرات روانی بحران را کاهش دهد. در شرایطی که مردم با یکدیگر همکاری کنند و از انتشار اخبار نادرست خودداری کنند، احتمال شکلگیری رفتارهای هیجانی کمتر میشود. اعتماد اجتماعی نیز عامل مهمی در این زمینه است؛ اگر مردم به نهادهای رسمی و منابع خبری معتبر اعتماد داشته باشند، کمتر تحت تأثیر شایعات قرار میگیرند.
در نهایت باید گفت که ترس جمعی در زمان بحران پدیدهای طبیعی است. انسانها وقتی احساس ناامنی میکنند،
به دنبال راهی برای محافظت از خود و خانوادهشان میگردند. با این حال، شناخت سازوکارهای روانشناسی تودهها میتواند به ما کمک کند تا رفتارهای هیجانی را بهتر مدیریت کنیم. در شهری مانند سیرجان که از میدان درگیری دور است، مهمترین راه کاهش اضطراب عمومی، انتشار اطلاعات دقیق، پرهیز از شایعهسازی و تقویت اعتماد اجتماعی است.
اگر جامعه بتواند میان واقعیت و تصور تمایز قائل شود، بسیاری از نگرانیهای جمعی نیز فروکش خواهد کرد. در چنین شرایطی، مردم به جای ایستادن در صفهای طولانی و ذخیرهسازهای غیرضرور که گاه منجر به فاسد شدن مواد غذایی و دارویی مورد نیاز نیز میشود، بهتر است با آرامش بیشتری به زندگی روزمره خود ادامه خواهند داد.
شماره 875 مورخ 19 اسفند 1404
