وضعیت زبالهها در شهر تقصیر مردم با تقصیر شهرداری؟
«همین چند شب پسش ماشین زباله شهرداری به کوچهی ما دو بار سر زده بود و کوچهی بغلی را از بیخ یادش رفته بود برود!»
این جنس گلایهی برخی شهوندان است. در مقابل شهردار سیرجان نیز این هفته گفته طرح جمع آوری شبانه زباله از در خانهها شکست خورده. به خاطر همکاری نکردن مردم و فرهنگ زباله ای که به طور سنتی عادت به انداختن وقت و بی وقت زباله سر کوچه ها و در مخازن زباله دارند. اینکه مردم زباله هایشان را چه مخازن باشند و چه نباشند در یک جا به صورت عادت تجمیع میکنند.
در همین مورد مردم هم انتقاد دارند که چرا زباله هرشب از در خانههاشان جمع آوری نمی شود و یک شب در میان است و گاه ناچارند این زباله را به خاطر بوی بد ناچار در روزی که نوبتشان نیست بیرون بگذارند.
اظهارات اخیر شهردار سیرجان درباره شکست طرح «جمعآوری شبانه زباله از درب منازل» و نسبت دادن آن به «فرهنگِ مردم»، اگرچه بخشی از واقعیتِ رفتاری جامعه را بازتاب میدهد، اما تقلیلِ یک بحرانِ زیرساختی به یک معضلِ فرهنگی، راهِ حل نیست. اگر مردم در ساعتهای غیرمجاز زباله را در مخازن یا معابر رها میکنند، پیش از آنکه ناشی از «فرهنگ» باشد، ناشی از «ناکارآمدیِ زنجیره خدمت» است. وقتی نظامِ جمعآوری، «یکشبدرمیان» و غیرقابلاعتماد است، سیستمِ «عادتمحور» شهروند به سمتِ «دفعِ فوریِ زباله» سوق مییابد تا از بوی تعفن و آلودگی در خانه رهایی یابد.
برای خروج از این بنبست، پیشنهاد میشود به جای گلایه از عادتهای مردم، «نظام مدیریت پسماند» را با دو بالِ «فناوری» و «کنشگری رسانهای» بازسازی کنید:
راهکارهای فنی و عملیاتی
به جای تکیه بر تقویمهای ثابتِ «یکشبدرمیان»، میشود از مخازن هوشمند مجهز به سنسور استفاده کنید. این سنسورها میزانِ پر شدن مخازن را به صورت لحظهای به مرکز کنترل ارسال میکنند. مسیرِ ماشینهای حمل زباله باید بر اساسِ دادههای زنده تعیین شود، نه مسیرهای تکراریِ بیهوده.
مخازنِ زیرزمینی و ضد بو
در نقاط پرتردد و هستههای مرکزی شهر که بوی تعفن آزاردهنده است، از مخازن زیرزمینی استفاده کنید که هم مانع دسترسی حیوانات موذی میشود و هم با سیستم پلمب، از انتشار بو جلوگیری میکند.
فعالسازی بخش فرهنگی و رسانهای (گذار از «اطلاعرسانی» به «تغییر رفتار»)
پایانِ پیامهای کلیشهای
تبلیغاتِ «شهر ما، خانه ما» دیگر اثرگذار نیست. روابط عمومی شهرداری باید از «پیامرسانی انبوه» به سمت «آموزشِ خُرد» حرکت کند. برای هر محله، «سفیران محلی» (از میان معتمدین و جوانان فعال همان محله) انتخاب کنید که نه با بخشنامه، بلکه با تعاملِ چهرهبهچهره، مدلِ جمعآوری جدید را جا بیندازند.
شفافیتِ عملکردی (روایتِ دادهها): در یک کمپین رسانهای، هزینه جمعآوری سنتی، میزانِ تولید زباله هر خانوار سیرجانی و هزینهی ناشی از شیرابه را با اینفوگرافیکهای ساده برای مردم توضیح دهید. وقتی مردم بدانندِ جمعآوری غیرمنظم، چه هزینهای از جیبِ عوارضِ خودشان به مدیریتِ شهری تحمیل میکند، مسوولیتپذیرتر میشوند.
پاداش در برابر مشارکت
برای محلههایی که در تفکیک از مبدأ یا رعایتِ ساعتهای جمعآوری همکاری میکنند، «مشوقهای محلهمحور» در نظر بگیرید؛ مثلاً بازسازی پارکهای محلی یا بهبود فضای سبز در آن مناطق.
مردمِ سیرجان، همانقدر که به نظافتِ محیط پیرامونشان اهمیت میدهند، از سیستمهایی که آنها را در بلاتکلیفی (بینِ بوی تعفنِ خانه و بینظمیِ معابر) رها میکند، گریزانند. «فرهنگِ زباله»، تابعِ «نظمِ خدمات» است. اگر مدیریتِ شهری در زمانبندیِ جمعآوری به اعتمادِ شهروند پاسخ دهد، رفتارِ شهروند نیز در قبالِ مخازن تغییر خواهد کرد.
پیشنهاد میشود پیش از تداومِ گلایهها، یک طرحِ پایلوت (آزمایشی) هوشمند در یکی از مناطقِ شهر اجرا کنید و نتایجِ آن را به صورتِ شفاف به مردم گزارش دهید. شهروندان سیرجانی تشنهی تغییرِ واقعی هستند، نه توجیهِ کمبودها.