حقیقتی مثل ته خیار تلخ درباره سیرجان از زبان معاون عمرانی استاندار!
درباره بازدید اخیر معاون عمرانی استاندار از شهر سیرجان، نکتهای که بیش از هر چیز توجه را جلب میکند، خود جمله ایشان است: «بازدید از پروژههای نیمهکاره و محلات ناکارآمد.» جملهای کوتاه، صریح و در عین حال تلخ، که اگرچه صداقت و شجاعت گفتاری او را نشان میدهد، اما در پس آن پرسشهای جدی و چالشبرانگیزی درباره وضعیت توسعه شهری و مدیریت منابع در سیرجان نهفته است.
واقعیت این است که وقتی مسوول عالیرتبهای در استان به صراحت از «محلات ناکارآمد» سخن میگوید، به نوعی چراغی روشن میکند بر ضعفها و ناکامیهایی که در زیرساختها، پروژههای عمرانی و برنامهریزی شهری وجود دارد. سؤال اصلی اینجاست: وقتی معاون استاندار برای بازدید به شهر میآید، دقیقاً چه چیزی را قرار است ببیند و چه پیامی میخواهد منتقل کند؟ آیا قرار است از «آبادانی» و دستاوردهای بزرگ شهر بازدید کند یا از همان پروژههای نیمهکارهای که سالها نیمهتمام رها شدهاند و به نمادی از کمکاری و مدیریت ناکارآمد تبدیل شدهاند؟
این پرسش، نه تنها انتقاد به نحوه بازدیدها و برنامهریزیهای شهری است، بلکه نقدی عمیق به سیاستگذاری و نگاه کلی به توسعه در استان سیرجان به حساب میآید. وقتی سیاستمداران و مدیران شهری پروژههای نیمهکاره را به عنوان نماد بازدید خود انتخاب میکنند، دو پیام متفاوت به ذهن مخاطب منتقل میشود: نخست، صداقت در بازنمایی وضعیت واقعی و دوم، ناکامی در مدیریت و اجرا. صداقت مهم است، اما آیا همین بازدیدها میتواند به حل مشکل واقعی پروژهها و محلات ناکارآمد منجر شود یا صرفاً به یک «نمایش رسانهای» محدود خواهد شد؟
سیرجان، شهری با ظرفیتهای فراوان اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. منابع طبیعی، صنایع بزرگ، معادن و موقعیت جغرافیایی ویژه آن، باید بستری برای توسعه و آبادانی باشند. اما وقتی معاون استاندار از «محلات ناکارآمد» سخن میگوید، این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که بسیاری از پروژهها، حتا پروژههای کلان و زیرساختی، به دلایل مختلف از جمله ضعف مدیریت، مرکزگرایی افراطی، تأخیر در تأمین بودجه یا نبود هماهنگی بین نهادها، اساسا شروع نشدهاند یا نیمهتمام ماندهاند. این وضعیت نه تنها به اعتماد مردم آسیب میزند، بلکه سرمایهگذاریهای جدید را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و نشان میدهد که صرف بودجه و برنامهریزی بدون مدیریت اجرایی قوی، نمیتواند تضمینکننده توسعه پایدار باشد.
به بیان دیگر، جمله معاون استاندار مانند یک آینه عمل میکند که ضعفها و ناکارآمدیها را بازتاب میدهد، اما نکته انتقادی آن است که بازتاب کردن مشکلات به تنهایی کافی نیست. مردم و رسانهها میخواهند بدانند که پس از شناسایی پروژههای نیمهکاره و محلات ناکارآمد، چه اقدام عملی در دستور کار قرار دارد؟ آیا قرار است بودجه و منابع برای تکمیل پروژهها تخصیص یابد؟ آیا مدیریت شهری برای اصلاح مسیرهای اجرایی و هماهنگی بین نهادها بازنگری میشود؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نشود، بازدیدها و اظهارنظرهای مسوولان تنها به یک ژست رسانهای محدود میشوند و اعتماد عمومی کاهش مییابد.
نکته دیگری که نباید از آن غافل شد، اثر روانی و اجتماعی چنین اظهارنظرهایی است. وقتی سخنی از «محلات ناکارآمد» به گوش مردم میرسد، بخش مهمی از اعتماد عمومی به مدیریت شهری تحت تأثیر قرار میگیرد. این پیام، چه بخواهیم و چه نخواهیم، تصویر ذهنی شهروندان از مدیریت شهری را شکل میدهد و ممکن است باعث ناامیدی و کاهش مشارکت اجتماعی شود. مردم حق دارند بدانند که چرا پروژهها نیمهکاره باقی ماندهاند و چه برنامهای برای رفع این عقبماندگیها وجود دارد. در غیر این صورت، نقد معاون استاندار، حتی اگر درست و صادقانه باشد، به یک تلنگر بدون اثر عملی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، بازدید از پروژههای نیمهکاره و محلات ناکارآمد میتواند فرصتی برای آگاهیبخشی و برنامهریزی اصلاحی باشد. وقتی مدیران عالیرتبه با واقعیتهای شهری مواجه میشوند، میتوانند با تخصیص منابع، اصلاح قوانین و بهبود مدیریت، پروژهها را به سرانجام برسانند و محلات ناکارآمد را بازآفرینی کنند. بنابراین، بازدیدها نباید صرفاً جنبه نمادین و رسانهای داشته باشند، بلکه باید نقطه آغاز اقدامات عملی و پایدار باشند.
در نهایت، باید از مسوولان شهری پرسید: آیا بازدیدها و اظهارنظرهای صریح، تنها به گزارش رسانهها محدود خواهد شد یا به یک برنامه عملیاتی منجر میشود؟ آیا پروژههای نیمهکاره، پس از این بازدیدها، مسیر روشنی برای تکمیل خواهند یافت یا همچنان به نماد ناکارآمدی و تأخیر تبدیل میشوند؟ و مهمتر از همه، آیا مردم میتوانند دوباره به وعدههای توسعه شهری اعتماد کنند؟
به طور خلاصه، بازدید معاون عمرانی استاندار از سیرجان و جمله صریح او درباره پروژههای نیمهکاره و
محلات ناکارآمد، تلنگری است به وضعیت واقعی شهر و نشاندهنده صداقت او در بیان مشکلات. اما این صداقت زمانی ارزشمند خواهد بود که با اقدام عملی همراه شود و پروژهها و محلات ناکارآمد به جای باقی ماندن در وضعیت نیمهتمام، مسیر تکمیل و آبادانی را طی کنند. در غیر این صورت، این بازدیدها و اظهارنظرها، اگرچه درست و صادقانه باشند، تنها به یادآوری ناکارآمدیها برای مردم محدود خواهند ماند و تغییری در وضعیت واقعی شهر ایجاد نخواهد کرد.