شهر سیرجان در سالهای اخیر با معضل تازهای در حوزه حمل و نقل دانشآموزی مواجه شده است. آنچه روزگاری با سرویسهای منظم و جمعی به وسیله مینیبوسها مدیریت میشد، امروز به معضلی پیچیده تبدیل شده که ترافیک سنگین ساعات آغاز به کار و تعطیلی مدارس را رقم زده است. اکنون سالیانی است که مینیبوسهای بنز و فیات دیگر قدیمی شده جای خود را به خودروهای سواری شخصی و بعضاً گرانقیمت دادهاند و این تغییر به ظاهر ساده، زنجیرهای از مشکلات را برای شهروندان و دستگاههای اجرایی ایجاد کرده است.
حذف تدریجی مینیبوسها و تبعات اقتصادی آن
تا چند سال پیش، بخش قابل توجهی از جابجایی دانشآموزان در سیرجان بر عهده مینیبوسهای تحت نظارت آموزش و پرورش بود. این خودروها ضمن داشتن ظرفیت بالا، هزینه کمتری برای خانوادهها داشتند. اما به یکباره و بدون جایگزینی مناسب، این مینیبوسها از چرخه حمل و نقل مدارس حذف شدند و جای خود را به خودروهای سواری اجارهای دادند. این اتفاق همزمان چند مشکل با خود به ارمغان آورد.
مساله اصلی در اینجا صرفاً تغییر نوع وسیله نقلیه نیست، بلکه جهش قیمت تمام شده این خدمات است. خودروهای سواری به دلیل مصرف سوخت بنزین به جای گازوئیل، استهلاک و هزینه نگهداری بالاتر نسبت به ظرفیت جابجایی، نرخ بسیار بالاتری نسبت به گذشته دریافت میکنند. از سوی دیگر، از آنجا که این خودروها به صورت شخصی و با توافق شفاهی با والدین فعالیت میکنند، نرخ آنها تابع تورم نقطه به نقطه است و هر سال با افزایش چندباره قیمت مواجه میشوند و نبود قرارداد سالیانه با نرخ مصوب و تضمینی، والدین را در برابر سلیقه و شرایط اقتصادی رانندگان آسیبپذیر کرده است.
واکنش طبیعی والدین؛ روی آوردن به خودروی شخصی
افزایش نجومی هزینه سرویسهای شخصی و نبود اطمینان از ثبات قیمت در کنار عدم اطمینان والدین به امنیت اجتماعی وسایل جمعی در جامعهای که اعتماد عمومی تحت تاثیر اخبار منفی از بین رفته است ، والدین را به این نتیجه رسانده که استفاده از خودروی شخصی برای رساندن فرزندشان به مدرسه مقرون به صرفهتر و قابل اطمینانتر و امن تر است. این تصمیم هر چند برای تکخانوادهها منطقی به نظر میرسد، اما در سطح شهر فاجعهای به نام ترافیک ساعات مدارس را رقم زده است.
در حال حاضر، در ساعات نزدیک به شروع مدارس و زمان تعطیلی ظهر، خیابانهای منتهی به مراکز آموزشی سیرجان کاملاً قفل میشود. این ترافیک نه تنها ناشی از افزایش تعداد خودروهاست، بلکه ناشی از توقفهای مکرر و خودخواهانه والدین در سدمعبر مدارس است. هر پدر و مادری تمایل دارد خودرو را تا دقیقاً جلوی درب مدرسه براند و همین رفتار اگر چه برای تکفرد به صرفهجویی در زمان منجر میشود، برای جمع به اتلاف وقت سنگین در ترافیک میانجامد.
پای کار آوردن اتوبوسهای شرکت واحد
در این میان، نکته تأملبرانگیز و انتقادی به عملکرد مدیریت شهری، شهرداری، راهنمایی و رانندگی و و آموزش و پرورش برمیگردد. در ساعاتی که خیابانها مملو از خودروهای شخصی حامل یک یا دو دانشآموز است، اتوبوسهای شرکت واحد شهرداری سیرجان در همان مسیرها و ساعات، معمولاً خلوت یا حتا گاهی کاملاً خالی تردد میکنند! این اتوبوسها که میتوانستند راهحل معضل ترافیک باشند، به دلیل نبود یک برنامهریزی واحد و مدون، نقشی در جابجایی دانشآموزان ندارند و حتا جای اضافی هم در خیابان اشغال و دود گازوئیل سوخته به هوا میکنند، بدون هیچ خاصیتی!
نکته حائز اهمیت اینجاست که شهرداری
سیرجان آیا تاکنون هیچ قرارداد مشخص و بلندمدتی با آموزش و پرورش برای خدماترسانی به مدارس منعقد کرده است. در حالی که بسیاری از کلانشهرها با انعقاد قراردادهای خدماتی بین بخشی (شهرداری و آموزش و پرورش) از ظرفیت اتوبوسرانی برای سرویس مدارس استفاده میکنند و حتا این کار را به منبع درآمدی برای حمل و نقل عمومی تبدیل کردهاند، در سیرجان این دو نهاد همچنان جزیرهای عمل میکنند. این یعنی سرمایهای به نام اتوبوسهای عمومی درست در بحبوحه ترافیک، بلااستفاده رها شده است.
فرهنگ سازی یا فقدان آن
نمیتوان از نقش فرهنگ شهروندی در این معضل چشم پوشید. در سیرجان، استفاده از حمل و نقل عمومی برای جابجایی دانشآموزان هنوز به یک فرهنگ تبدیل نشده است. نگاه خانوادهها به اتوبوس به عنوان وسیلهای برای قشر خاص (کارگران یا افراد کمدرآمد) باعث شده تا حتا با وجود صرفه اقتصادی بالای آن، تمایلی به استفاده از این ناوگان برای فرزندان خود نداشته باشند. این نگاه طبقاتی، همراه با نبود بستههای تشویقی و تبلیغاتی از سوی مدیریت شهری، باعث شده که صندلیهای خالی اتوبوسها، در تضاد کامل با خودروهای تکسرنشین جلوی مدارس، نمادی از ناکارآمدی مدیریت و عدم بلوغ فرهنگی باشد.