کرمان؛ غایب بزرگ در فهرست استان‌های برتر اقتصادی کشور!

انتشار فهرست پنج استاندار برتر کشور در حوزه اقتصادی، واکنش‌های متعددی را در میان افکار عمومی و به‌ویژه مردم استان کرمان به همراه داشت. بسیاری با تعجب پرسیدند چرا نام کرمان، استانی که سال‌هاست به عنوان «پایتخت معادن ایران» شناخته می‌شود و همواره در صدر آمارهای اقتصادی کشور قرار دارد، در این فهرست جایی ندارد؟

 عوامل داخلی استان

استانی که بار اقتصاد ملی را بر دوش می‌کشد

کرمان استانی است که نه تنها بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی کشور را تأمین می‌کند، بلکه سال‌هاست به عنوان مقصد اشتغال برای مردم استان‌های دیگر نیز مطرح است. هزاران کارگر، مهندس و فعال اقتصادی از نقاط مختلف به کرمان مهاجرت کرده‌اند و چرخ صنایع بزرگ این استان را به حرکت درآورده‌اند. از معادن عظیم مس سرچشمه گرفته تا زغال‌سنگ، سنگ‌آهن و صنایع فولاد، همگی نقشی کلیدی در اقتصاد ملی ایفا می‌کنند.

چرا کرمان دیده نشد؟
با چنین ظرفیت‌هایی، طبیعی بود انتظار رود استاندار کرمان در زمره مدیران برتر اقتصادی معرفی شود. اما در ارزیابی‌های ملی، صرف ظرفیت کافی نیست؛ بلکه عملکرد واقعی در شاخص‌هایی همچون جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، ایجاد اشتغال پایدار، بهبود فضای کسب‌وکار و رفع موانع اداری ملاک است. به نظر می‌رسد کرمان در تبدیل توان بالقوه به دستاوردهای ملموس ضعف دارد.

 

بروکراسی و موانع سرمایه‌گذاری

بسیاری از سرمایه‌گذاران از بروکراسی پیچیده، روند طولانی صدور مجوزها و نبود هماهنگی دستگاه‌های اجرایی در کرمان گلایه دارند. همین مشکلات، سرمایه‌ها را به سمت استان‌هایی سوق داده که مسیرهای آسان‌تر و شفاف‌تری برای فعالیت اقتصادی فراهم کرده‌اند.

 ظرفیت‌های ملی؛ دستاوردهای استانی؟

بخش مهمی از ظرفیت‌های کرمان در اختیار مدیریت ملی است. سود و درآمدهای کلان حاصل از صنایع و معادن به خزانه کشور واریز می‌شود و سهم محدودی به استان بازمی‌گردد. بنابراین استاندار کرمان عملاً نمی‌تواند همه این دستاوردها را به نام مدیریت استانی ثبت کند.

 

تبلیغات بدون خروجی کافی

تبلیغات گسترده درباره سرمایه‌گذاری در کرمان اگرچه در معرفی ظرفیت‌ها مؤثر بوده، اما در عمل خروجی ملموس چندانی نداشته است. معرفی فرصت‌ها بدون بسترسازی واقعی، نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی فعالان اقتصادی ندارد.

راهی برای بازگشت به جایگاه واقعی

کرمان نه تنها شایسته حضور در جمع پنج استان برتر اقتصادی، بلکه حتی شایسته صدرنشینی است. برای تحقق این جایگاه، باید بروکراسی‌های زائد حذف، سهم استان از درآمدهای معادن افزایش و از ظرفیت نخبگان و بخش خصوصی واقعی استفاده شود.

هشداری برای تغییر رویکرد

نبود نام کرمان در فهرست اخیر یک هشدار است؛ هشداری برای بازنگری در سیاست‌ها و عبور از سطح شعار به اقدامات عملی. اگر چنین بازنگری صورت گیرد، کرمان می‌تواند در آینده نه‌تنها در جمع پنج استان برتر، بلکه در جایگاه نخست اقتصادی کشور قرار گیرد

عوامل خارج از استان

کرمان؛ ثروتمندِ غایب در فهرست برترین‌های اقتصاد ایران

انتشار فهرست پنج استان برتر اقتصادی کشور یک سؤال اساسی را به میان آورده است: چطور ممکن است استانی مثل کرمان، با معادن و صنایع غول‌آسایش، حتی در جمع برترین‌ها نباشد؟

کرمان سال‌هاست عنوان «پایتخت معادن ایران» را یدک می‌کشد؛ از گل‌گهر سیرجان و مس سرچشمه گرفته تا صدها معدن کوچک و بزرگ دیگر. هزاران کارگر و متخصص از سراسر کشور به این استان مهاجرت کرده‌اند چون کرمان فرصت کار دارد، پول دارد، و چرخ اقتصاد ایران را می‌چرخاند. پس چرا نامش در رده‌بندی‌ها نیست؟

پاسخ روشن است: ثروت در کرمان تولید می‌شود اما خرج کرمان نمی‌شود. سود معادن و صنایع کلان به جای اینکه صرف زیرساخت، رفاه و توسعه‌ی این استان شود، از کرمان خارج می‌شود و در جای دیگری می‌نشیند. نتیجه؟ مردمی که در دل معادن زندگی می‌کنند، سهمی از آن ثروت کلان ندارند؛ جاده‌های فرسوده، کمبود آب، حاشیه‌نشینی، و شکاف‌های عمیق اجتماعی تنها بخشی از واقعیت کرمان است.

اگر ملاک رتبه‌بندی‌ها صرفاً تولید ناخالص داخلی بود، کرمان باید در صدر فهرست می‌بود. اما چون شاخص‌ها توسعه و کیفیت زندگی را هم می‌سنجند، کرمان جا مانده است؛ و این نه تقصیر مردم، که نتیجه‌ی سال‌ها مدیریت ناکارآمد و بی‌توجهی به بازتوزیع عادلانه‌ی درآمدهاست.

حذف کرمان از میان پنج استان برتر اقتصادی یک «هشدار جدی» است:

کرمان معدن دارد، اما توسعه ندارد.

کرمان شغل ایجاد می‌کند، اما رفاه نه.

کرمان قلب اقتصاد ایران است، اما خودش در حاشیه مانده.


سؤال اینجاست: تا کی قرار است کرمان فقط زمین بازی برای صنایع بزرگ باشد و سهم مردمش تنها گرد و غبار معدن؟

چرا نام کرمان در میان پنج استان برتر اقتصادی کشور نیست؟

انتشار فهرست پنج استان برتر اقتصادی کشور، پرسشی جدی را در ذهن افکار عمومی برانگیخته است: چرا در میان این استان‌ها، نام کرمان جایگاهی ندارد؟ استانی که با در اختیار داشتن بزرگ‌ترین معادن سنگ‌آهن، مس، کرومیت، و دیگر منابع زیرزمینی کشور، همواره به‌عنوان «قلب معدنی ایران» شناخته می‌شود.

اگر ملاک این رتبه‌بندی صرفاً شاخص تولید ناخالص داخلی باشد، سهم معادن و صنایع معدنی کرمان، به‌ویژه در گل‌گهر، مس سرچشمه، و دیگر مجتمع‌های عظیم، باید کرمان را در ردیف نخستین‌ها قرار دهد. از سوی دیگر، کرمان نه‌تنها میزبان سرمایه‌های ملی است بلکه به‌واسطه‌ی همین ظرفیت‌ها، مهاجرپذیری گسترده‌ای داشته و فرصت‌های شغلی بسیاری برای نیروی کار از استان‌های دیگر ایجاد کرده است.

پس این حذف را باید بر پایه‌ی کدام معیار توضیح داد؟ اگر شاخص‌ها متکی بر توسعه پایدار، زیرساخت‌های خدماتی، یا کیفیت زندگی باشند، شاید بتوان گفت که کرمان به دلیل ضعف در مدیریت منابع و نارسایی در بازتوزیع ثروت، به جایگاهی شایسته نرسیده است. در واقع، سودهای کلان معادن و صنایع بزرگ، کمتر به سفره‌ی مردم استان راه یافته و بیشتر در چرخه‌ی ملی یا حتی منطقه‌ای (خارج از استان) هزینه شده است.

اما نکته‌ی اصلی این است که نبود نام کرمان بیش از آنکه نشان‌دهنده‌ی فقدان ظرفیت اقتصادی باشد، بیانگر شکاف میان «توانمندی بالقوه» و «بهره‌برداری واقعی» است. یعنی جایی که ثروت تولید می‌شود، اما شاخص‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی استان ارتقا نمی‌یابند.

از این منظر، حذف کرمان از فهرست پنج استان برتر اقتصادی، در حقیقت هشداری است به سیاست‌گذاران:

چرا با وجود منابع عظیم معدنی، شاخص رفاه و توسعه‌ی اقتصادی کرمان به‌اندازه‌ی دیگر استان‌ها ارتقا نیافته؟

چرا بخش بزرگی از درآمدهای معدنی به جای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و بهبود کیفیت زندگی مردم کرمان، از استان خارج می‌شود؟

و چرا مدیریت استانی نتوانسته است از این ظرفیت‌ها برای تثبیت کرمان در جایگاه واقعی‌اش بهره‌برداری کند؟


این پرسش‌ها نشان می‌دهد که مسئله‌ی اصلی، نبود منابع نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل ثروت به توسعه و رفاه پایدار است.