از مرغ محمود تا گاو حسن

طنز سیاسی هفته

این صفی که ملت برای خرید گوشت برزیلی توی دوره‌ی حسن سوم (۱-حسن مصباح غیریزدی، ۲-خواجه حسن میمندی و ۳-حسن روحانی) راه انداختن، آدم رو یاد صف خرید مرغ توی دوره‌ی محمود سوم میندازه! (۱-محمود غزنوی، ۲-محمود افغان و ۳-محمود احمدی‌نژاد؛ سه محمود متفاوت تاریخ حکمرانی مملکت!)

در دوره‌ی محمودخان، قیمت مرغ طوری بالا رفت که ملت فقط میتونستن تخمِ مرغ‌ها رو بخورن اما در دولت روحانی و در یک جهش آشکار، طوری قیمت گوشت قرمز بالا رفت که ملت حتا دیگه تخم مرغ گاو و گوسفند رو هم نمیتونن بخورن!

یعنی هرچقدر توی دوره‌ی محمود، به دلیل بالا رفتن قیمت مرغ، ارزش مرغ و مشتقاتش مثل کبک، کلاغ و لاشخور توی مملکت بالا رفت، توی دوره‌ی حسن، ارزش گاو و گوسفند و سایر چرندگان رفت بالا!

به همین دلیله که موفق‌ترین موجود در ایران، شترمرغه که توی دوره‌ی محمود ادعای مرغ بودن و توانایی پروازش میشد و توی دوره‌ی حسن ادعای چرنده بودن و توانایی نشخوار!

در این میان طرفداران محمود معتقدن که مرغ اون‌ها واسه مردم تخم دوزرده میکرده درحالی‌که گاو حسن نه شیر داره نه پستون، گوشت‌شو بردن هندستون! اما طرفداران حسن میگن که تخم مرغِ «مرغ محمود» در بهترین حالت تخم مرغ شانسی بود که یا از توش تحریم بیرون میومد یا باد معده‌ی مرغ! در حالی‌که گاو حسن اگه واسه ملت شیر نداره، یه چیز دیگه که داره…! چی بود اسمش؟ جانم؟ واقعا که خیلی بی‌ادبین! منظور من دُم بود!

طرفداران حسن معتقدن که دُم خیلی خوبه چون میشه بستش به دم گاوهای اروپایی‌ و گاوچرون‌های آمریکایی رو دور زد!

در این میان گروهی از دلواپسان معتقدن که دم چیز خوبیه به شرط این‌که مال ملت نباشه. یعنی اگه گاو و گوسفند دم داشته باشن خیالی نیست ولی مردم نباید دم داشته باشن و اصلا چه معنی داره آدمیزاد دم در بیاره؟! اما گروه دوم که دل‌شون، واپس‌تر از دلواپس‌های اولی هست و مسوول نظارت بر دُم مردم هستن، میگن دُم دمه و دردسره و چه مال گاو باشه و چه مال آدم، باید اونو چید.

البته من به شخصه بین مرغ محمود و گاو حسن، گاو حسن رو ترجیح میدم چون مرغ فقط واسه‌ی یه تخم ناقابل طوری سر و صدا میکنه که انگار از اون تو دکل نفتی گم شده قراره بیرون بیاد ولی گاو، بدون توجه به وقایع اطرافش، در کمال آرامش طوری همه‌چی اعم از کاه، یونجه، علف خرس یا بیت‌المال رو نشخوار میکنه که کیف میکنی! اصلا اگه من توی این مملکت کاره‌ای بودم، هرکس رو که حرف مفت میزد، مجبور میکردم بره به گاوها نگاه کنه تا یاد بگیره چطور میشه توی هر شرایطی، حتا توی کشتارگاه آرامش خودتو حفظ کنی!

یعنی هرچقدر مرغ فقط سر و صدای تو خالی داره، گاو با پستونای پر شیرش که سرشیرش مال از ما بهترونه و شیرش صادراتیه و تهِ سطلش مال ماست که توی صف وایستیم و لیس بزنیم، با اون دُم باریکش که مخصوص بستن به دم خارجی‌هاست، با اون پوست لطیفش که قبای تن اصحاب قدرته، با اون چشم خمارش که دلواپس‌ها رو شیفته کرده، با اون پشم قشنگش که مخصوص ملته، واقعا از مرغ مفیدتره!