سیرجانی‌ها عاشق ماندن در ترافیک هستند!

سیرجانی‌ها عاشق ماندن در ترافیک هستند!

این روزها یکی از مشکلات مهم سیرجان، ظرفیت اندک خیابان‌ها، تعدد زیاد خودروها و در نتیجه ترافیک وحشتناکی هست که روز‌به‌روز بدتر می‌شود. به این بهانه به سراغ یکی از مسووان شهری رفتیم تا در مورد معضل ترافیک، به شکلی صمیمانه ترتیب گفت‌وگویی را بدهیم… ببخشید، گفت‌وگویی را صمیمانه ترتیب بدهیم! نه، نشد. گفت‌وگویی صمیمانه را ترتیب بدهیم!

 

سلام جناب مسوول. ممنوم از فرصتی که برای این گفت‌وگوی صمیمانه در اختیارم گذاشتین.

 

مسوول: خواهش میکنم! اتفاقا برای صمیمانه‌تر شدن گفت‌وگو دو تا پیژامه هم آوردم بپوشیم!

 

با تشکر از وقت و پیژامه‌ای که در اختیارمون گذاشتین؛ به عنوان شروع صحبت می‌خواستم بپرسم قبول دارید ترافیک روزافزون سیرجان باعث اتلاف وقت همشهریان و نارضایتی اون‌ها شده؟!

 

مسوول: کاملا تکذیب می‌کنم. ما به صورت میدانی آمار گرفتیم؛ ۹۰ درصد مردم از ماندن در ترافیک رضایت کامل داشتن! حقیقت رو که نمی‌شه انکار کرد. اگر این میزان مشارکت گسترده‌ی سیرجانی‌ها در ماندن توی ترافیک، نشان دهنده‌ی رضایت‌‌ نیست، پس چیه؟!

 

ما: شما مطمئنید؟!

 

مسوول: من خودم رفتم بازدید. مردم دو چیز رو درِ گوشِ من گفتن. اول این‌ که خیلی پشیمونیم توی انتخابات ریاست‌جمهوری به آقای رئیسی رای ندادیم و دوم خیلی راضی هستیم که توی ترافیک گیر کردیم!

 

ما: پس این همه اعتراض و نارضایتی که در خبرها ذکر می‌شه، چیه؟

 

مسوول: این‌ها همه پروپا… پروپاچه… پروپاگاندی… پرو با گاندید ما را… اتاق پرو…

 

ما: منظورتون پروپاگاندا هست؟!

 

مسوول: آره، همون. این‌ها همه همون که شما گفتینِ استکبارِ خاک بر سر جهانی هست که می‌خوان وانمود کنن مردم ما از موندن توی ترافیک ناراضی هستن. من توصیه می‌کنم مردمِ همیشه در ترافیک سیرجان فریب نخورند و بدانند ما پدر عوامل این جوسازی‌ها رو با قید سه فوریت در خواهیم آورد!

 

ما: یعنی واقعا سیرجونی‌ها از موندن توی ترافیک راضی بودن؟!

 

مسوول: ببینید! یکی از توانایی‌های مردمِ همیشه در ترافیک سیرجون اینه که خودشون خودجوش، تهدید رو تبدیل به فرصت می‌کنن! اصلا من یه عالمه آدم می‌شناسم که هرچی تهدیدها بیشتر می‌شه، پولدارتر می‌شن. چرا؟ چون تهدید رو تبدیل به  فرصت می‌کنن! توی همین ماجرای ترافیک، من کلی جوون دیدم که از تهدید ترافیک استفاده کرده بودن و تبدیلش کردن به فرصت ازدواج! اصلا مورد بوده همون‌جا عاشق شده، خواستگاری کرده، ازدواج کرده، رفتن زیر سقف یک ماشین زندگی‌شونو شروع کردن، بچه‌دار شدن، الان هم بچه‌شون داره می‌ره مهد کودک!

 

یعنی نیازی نیست خیابان‌ها رو زیاد کنیم؟!

مسوول: ابدا! مردم ظرفیت افزایش خیابان رو ندارن! اگه خیابان زیاد شه و ترافیک کم، فجایع فراوانی مثل ویراژ دادن، کورس گذاشتن و صدها مورد دیگه اتفاق میفته. خیابان‌های ما دقیقا به تعداد مورد نیاز هستند. اصلا شما اگه برید به شهرهایی که مدعی داشتن خیابان زیاد هستند، متوجه میشید که چقدر خیابان‌ها‌ی‌شان کمتر از ماست. من به شما اطمینان میدم که این تعداد خیابان را در هیچ شهر و کشوری پیدا نمیکنین!

 

ببخشید ولی من اصلا از جواب‌های شما قانع نشدم.

 

مسوول: چون بیشعوری! اگه شعور داشتی قبل از مصاحبه قانع میشدی. حالا هم تا اون روی گلم بالا نیومده، پاشو گمشو برو بیرون.

 

دارین تهدید میکنین؟!

 

مسوول: ابدا! یادت باشه هر تهدیدی یه فرصته! در حقیقت دارم بهت فرصت میدم آدم شی!

 

خیلی ممنونم از تهدیدی که… ببخشید، فرصتی که در اختیارم گذاشتین. شما رو تا دیدار بعدی، از صمیم قلب به خدا واگذار می‌کنم!