آیین شهرنشینی

سیرجانی‌ها از حقوق شهروندی چه می‌دانند

آیین شهرنشینی

گروه جامعه: حقوق شهروندی تعریف پُر آب‌وتابی دارد: «مجموعه‌ قواعد حاکم بر روابط اشخاص در جوامع شهری، حق و حقوق و مسوولیت‌هایی که همه‌ی شهروندان در قبال یکدیگر و شهری که در آن زندگی می‌کنند، بر عهده دارند. برای قاعده‌مند ساختن روابط افراد در شهر و جهت جلوگیری از هرج و مرج و بی‌ثباتی در جامعه»

اما سیرجانی‌ها تعریف‌شان از حقوق شهروندی چیست و در رابطه با آن چه تصوری دارند؟

برای تهیه‌ی یک گزارش درباره‌ی میزان شناخت سیرجانی‌ها از حقوق شهروندی‌، ده نفر از قشرهای مختلف جامعه را انتخاب می‌کنم و می‌خواهم هر کس از ظن خویش تعریف خاص خود به عنوان یک شهروند ارائه دهد.

یک همشهری زمانی را که پشت در اتاق یک مدیر، اداره معطل می‌ماند، تنها به این دلیل که مدیر چای می‌خورد، ستم در حق خود تلقی می‌کند. یک دختر جوان معتقد است همین که در سطح خیابان و پیاده‌روها هنگام رانندگی و پیاده‌روی از شنیدن انواع متلک‌ها و جملات تمسخرآمیز عاصی می‌شود، یعنی این که حقی به عنوان یک شهروند ندارد. دیگری می‌نالد از آن‌هایی که سرما خورده‌اند و بدون دستمال کاغذی و ماسک در مکان عمومی سرفه می‌کنند. سه نفر جوابی ندارند که بدهند. یکی‌شان تعریفش را نمی‌داند. آن یکی می‌گوید بلد هست اما نمی‌تواند در مورد آن حرف بزند چون قدرت توصیف و تعریف یک موضوع را ندارد. نفر سوم هم می‌گوید این قدر چک دارم که تعریف حقوق شهروندی بین‌شان گم است! در این میان اما مادر یک پسر یازده ساله تعریف متفاوتی دارد: «حق شهروندی یعنی این که بچه‌ی من کابوسش مدرسه رفتن باشه. ترسش این باشه که چرا از خونه بیرون رفته و یادش رفته حلالیت بطلبه. خواب شبش جهنم و شیطان باشه. آیا بهتر نیست یه کم حق و حقوق  بچه‌هامونو رعایت بکنیم و اعتقادات را با اصول بهتر و کارشناسی‌تر به بچه بفهمونیم. به جای این که برای بچه از مرگ و شب اول قبر و تاریکی و سیاهی بگیم، براش از بدی دروغ و نامهربونی حرف بزنیم. این سیستم آموزش، حقوق همه بچه‌های ما رو که می‌تونستن بچه‌های شاداب و سرزنده‌ای باشند ضایع می‌کنه. حقوق ما رو هم زیر پا میذاره؛ چون عملا به جای این که از حضور بچه در مدرسه خیال‌مون راحت باشه، پر از دلهره‌ایم که امروز وقتی اومد چی میگه و چی می‌پرسه و از چی ترسیده.»

حالا صحبت‌های این شهروندان را اضافه کنید به آن‌هایی که از شر همسایه‌ی پر سر و صدای‌شان خلاصی ندارند. کسانی که مامور برق و به در کوبیدن ظهرگاهی‌اش برق از سرشان می‌پرد! مکان‌ها و مراسم‌هایی که بلندگو را به سمت خانه‌ی  همسایه تنظیم کرده‌اند و در نهایت آن‌هایی که متاسف هستند برای کسانی که روکش صندلی‌های اتوبوس خط واحد را با زور از جا درمی‌آورند.

اما گذشته از مردم عادی، نخبگان جامعه شهروند و حقوقش را چه طور تعریف می‌کنند؟ آیا فرق هست بین شهروند و شهرنشین؟ جامعه‎ای که در آن شهروندانش به حقوق یکدیگر احترام نمی‌گذارند با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند؟

 

تفاوت شهروندی و شهرنشینی

 

فاطمه رضوانی*

افراد بسیاری هستند که حقوق شهروندی را درک نمی‌کنند. همان‌هایی که ترجیح می‌دهند گلدان خانه‌شان را با گل‌هایی که از پارک سر کوچه چیده‌اند، پر کنند. همان‌هایی که زباله‌ی داخل ماشین‌شان را به خیابان می‌اندازند بدون این‌که نگران باشند این کارشان باعث آلودگی محیط می‌شود. همان‌هایی که در آپارتمان‌شان هر جور دوست داشته باشند رفتار می‌کنند و خیلی کارهای دیگر که دل دیگر شهروندان از آن‌ها می‌گیرد.

واکنش آن‌ها نسبت به اعتراض دیگر شهروندان هم دیدنی است. آن‌ها نه ‌تنها از کارشان شرمنده نمی‌شوند، بلکه دست پیش را گرفته و با واکنش تند نسبت به اعتراض‌ها، دیگران را از تذکر دادن پشیمان می‌کنند.

شهرنشین بودن با شهروند بودن تفاوت بسیاری دارد. ماجرا فقط به مهاجرت کسانی که از شهرهای کوچک‌تر یا از روستا به شهرهای بزرگ‌تر آمده‌اند، مربوط نیست؛ چون بسیاری از ساکنان شهرهای بزرگ که همان‌جا به دنیا آمده‌اند نیز با گذشت سال‌ها هنوز نتوانسته‌اند از مفهوم شهرنشینی فاصله گرفته و به شهروند مسوول تبدیل شوند.

کارشناسان شهری، تفاوت‌هایی را بین شهرنشین و شهروند قائل هستند که به حقوق شهروندی و بایدها و نبایدهای زندگی شهری مربوط می‌شود. این که یک شهروند قوانین زندگی شهری را می‌پذیرد و خود را ملزم به رعایت آن‌ها می‌داند؛ در حالی‌که شهرنشین‌ها صرفا در یک شهر زندگی می‌کنند، بدون آن‌که به قوانین زندگی شهری احترام بگذارند و خود را متعهد و مقید به رعایت آن‌ها بدانند. این‌ها همان شهرنشین‌هایی هستند که فقط واژه شهروندی را یدک می‌کشند.

هنگامی یک شهرنشین به شهروند تبدیل می‌شود که حس تعلق خاطر به شهر در او زنده باشد. در طول سال‌های گذشته و با توجه به رشد جمعیت شهری در کشور و بزرگ‌تر شدن بیشتر شهرها، تبدیل فرآیند شهرنشین به شهروند نیز روندی رو به رشد داشته است، اما این روند هنوز نتوانسته آن‌گونه که باید و شاید در میان همه شهروندان نهادینه شود.

سیرجان شهری رو به رشد است و در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رشد قابل توجهی کرده است اما در کنار و موازات این رشد، افزایش جمعیت مهاجر چه از روستاها و چه از شهرهای اطراف به سیرجان اتفاق افتاده است. آیا این افزایش جمعیت بر تعداد شهرنشین‌های سیرجان افزوده است یا شهروندان سیرجانی؟ البته باید دانست شهروندی در دو بُعد حقوق و وظایف شناخته می‌شود؛ شهروندان در قبال وظایف‌شان حقوقی هم دارند. حق دارند در شهری با کمترین آلودگی ممکن زندگی کنند. در شهری با فضای سیاسی سالم، مدیریتی مطلوب و امنیت روانی و اجتماعی بالا.

وضعیت نامطلوب رانندگی در سیرجان گواه چیست؟ گاهی می‌شود برداشت کرد در سیرجان هر کس بر اساس قوانین خودساخته رانندگی می‌کند نه با تبعیت از یک سری قواعد از پیش تعیین شده.

وضعیت آسفالت سیرجان نشان دهنده‌ی چیست؟ این‌که مدیران شهری هم به وظایف مدیریتی خود در قبال حقوق شهروندی ساکنان توجه ندارند.

در سیرجان نمونه‌های بسیاری از نقض حقوق شهروندی دیده می‌شود. قطعا در این مسیر سازمان‌های متولی امور اجتماعی و فرهنگی که به واسطه‌ی نوع کارکردشان، ارتباط مستقیمی با شهروندان دارند، می‌توانند در تقویت روح مسوولیت‌پذیری و پررنگ‌تر کردن احساس تعلق شهروندان به شهری که در آن زندگی می‌کنند، نقش تاثیرگذاری داشته باشند.

برگزاری دوره‌های آموزش شهروندی در فرهنگسراها، مدارس، پیش‌دبستانی‌ها و مهدکودک‌ها با هدف آشنایی متقابل شهروندان با حقوق شهروندی‌شان و در مقابل وظایفی که به عنوان شهروندان یک شهر به‌عهده‌شان است، در همه رده‌های سنی و به خصوص کودکان و نوجوانان کمک خواهد کرد تا با تکیه بر این فعالیت‌های فرهنگی ـ اجتماعی، حس تعلق بیشتری نسبت به شهرهایی که در آن زندگی می‌کنند، پیدا کنند.

*جامعه‌شناس

 

حق داشتن شهر پاک

محسن رضوانی

زمانی که صحبت از حقوق شهروندی می‌شود، مولفه‌های اخلاقی نظیر احترام به تمامی انسان‌ها و حق و ارزش حیات مطرح است. مولفه‌هایی که از دیدگاه ما محیط‌زیستی‌ها بایستی در خصوص تمام طبیعت صدق کند چرا که ما خود را بخشی از طبیعت می‌دانیم. از این رو می‌توان گفت ضایع شدن حق شهروندان به معنای ضایع شدن حقی از طبیعت است. خواه قطع یک درخت باشد یا اعطای مجوز تاسیس کارخانه، بدون بررسی آسیب‌ها و پیش‌نیازهای محیط زیستی به افراد خاص! از دیدگاه من هرگونه تضییع حق طبیعت به معنی تضییع حقوق تک تک شهروندان است.

*فعال محیط زیست

 

از ناآگاهی تا سادیسم

مریم نظری*

رعایت نکردن حق شهروندی دیگران می‌تواند دلایل فراوانی داشته باشد. جدای از این‌که افراد ممکن است هنوز با فرهنگ مدنیت و شهرنشینی اخت نشده باشند و از حقوق خود و دیگران شناختی نداشته باشند، دلیل دیگرش می‌تواند منشا روانی داشته باشد. اگر جنبه‌ی آزاررسانی و لذت از آزار دیگری با هم جمع شود، همان بیماری سادیسم است و اگر فقط رعایت نکردن حقوق دیگران، بی‌وجدانی و بی‌مسولیتی باشد، اختلال شخصیت ضد اجتماعی نام دارد.

شیوه‌های غلط فرزندپروری، خشونت، داشتن تنش و مشکل در خانواده و محرومیت‌های اخلاقی و مالی می‌تواند عامل اختلال باشد اما بزهکاری نیست.

*روانشناس بالینی

 

حق آموزش نقش آموزش

رضا طلابیگی

هدف کتاب درسی مطالعات اجتماعی آشنایی با قوانین و هنجارهای اجتماعی و نهادهای اجتماعی هست.

در گذشته، مفهوم حقوق شهروندی در مدرسه، در قالب داستان‌هایی مثل دهقان فداکار به کودکان آموزش داده می‌شد و در قالب فعالیت‌های درسی به دانش‌آموزان نوجوان نیز منتقل می‌گشت اما در سال، هشتصد ساعت از وقت‌ بچه‌های محصل در مدرسه می‌گذرد و باقی در خانه و شهر. به طبع بیشترین تاثیر را خانواده، جامعه، رسانه و آداب و رسوم اجتماعی بر او می‌گذارد. از آن جایی که ما یک جامعه سنتی و بسته بودیم و جهانی شدن ما را فراگیر کرده، بدون داشتن شناخت و آمادگی قبلی قاعدتا در تطبیق خود با دنیای جدید به مشکلات زیادی برمی‌خوریم که از دلش آسیب، معضل و هرج و مرج بیرون می‌زند.

*کارشناس آموزشی